کجا ، یا چه وقت....؟!
چه آسان دوستت دارم،
بی هیچ غرور یا دشواری
"تو" را اینگونه دوست دارم
چون طریقی دیگر برایش نمی دانم.
آن چنان به هم نزدیکیم که دست های تو بر گردنم
گوئی دست های من است
و آن طور در هم تنیده ایم که
وقتی چشمانت را می بندی
من به خواب می روم....
برچسب: پابلو نرودا به ارامی,پابلو نرودا خاطرات من,پابلو نرودا,پابلو نرودا اشعار,پابلو نرودا احمد شاملو,پابلو نرودا ترجمه احمد شاملو,پابلو نرودا شعر,پابلو نرودا کیست,پابلو نرودا دوستت دارم,پابلو نرودا شاملو,
نویسنده: نگار کریمیان